از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
و عشق آواز سروش است بر پهنه ی زندگی که از کاینات می جوشد و تبلور نورش بر تن هستی شوری دوباره میبخشد که از آواز بلبل آوای عشق است تا نغمه ی رود
و اگر جهانی بر پاست از سرور عشق است و خود سرودی است که خداوندگار زمزمه میکند برعرصه ی هستی تا آنجا که، بدان دقیقه که نفخ صور آنچنان زنده میکند دم مسیحایی عشق است از دهان مسیح خداوند و نه از صور و نه اسرافیل
سا یه ی خدا